محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

14

مناقب مرتضوى ( فارسي )

بازپرداختى ، هر آينه از وى چندان علم حقايق و معارف نقل كردندى كه دلها طاقت آن نياوردى . » و در شرح تعرّف است كه : « امير المؤمنين على ( ع ) سرور عارفان است و او را سخنان است كه هيچكس پيش از وى نگفته و بعد از وى كس مثل آن نياورده . » و در صحايف و هدايت السّعداء و روضة الأحباب و حبيب السّير مسطور است كه : « در صحاح ، اخبار به تواتر وارد است كه سيّد ابرار - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اكثرى در مخاطبهء صحابهء كبار - رضى اللّه عنهم - فرمودى : اقضاكم علىّ و القضاء تحتاج الى جميع العلوم . » و زبدة العارفين خواجه معين الحقّ و الدّين - قدّس سرّه - در گنج كنز الأسرار بر سبيل تلقين و ارشاد مر طالبان حقّ را فرمايد كه : « طالب قرب الهى - جلّ جلاله - چون خواهد ذكر جهر يا خفيه آغازد ، بايد كه به صدق دل ده كرّت كلمهء تشهّد و ده مرتبه درود محمود بر آن مقصد مقصود واجب الوجود و ده مرتبه نام نامى سرور اصفيا على مرتضى ( ع ) گفته ، متوّجه به ذكر يا فكر گردد ؛ زيرا كه سرحلقهء اوليا بعد خاتم انبيا - عليه و عليهم السّلام - اوست . و اگر سالك طريق طريقت ، متابعت مرتضى على ( ع ) در ربط حقيقى به دل و جان استقامت ندارد ، اگرچه در علم ، اعلم علماى روزگار گشته ، هزار سال در رياضت و مجاهده صرف نمايد ، بلاشك و ارتياب مشام جانش از شمايم معرفت لاريبى و ديدهء غمديدهء دلش از مشاهدهء شواهد غيبى محروم و مهجور ماند . » و شاهد راز ، سيّد محمّد گيسودراز كه از خلفاى اعظم سراج السّالكين شيخ محمود نصير الدّين چراغ دهلى است - قدّس سرّهما - در بحر المعانى مىآرد : « اگر شمّه‌اى از مناقب مرتضى على ( ع ) بيرون دهم ، به درستى كه جمال آفتاب به تمامى محو گردد و آنچه از او مشاهده كرده‌ام اگر بيان كنم ، خاندان نبوّت انبيا از آدم تا عيسى بن مريم ( ع ) همه را از وى شناسى . » و قصيده [ اى ] از مولوى معنوى جلال الدّين رومى - قدّس سرّه العزيز - سند قول خود مىآرد و از آن جمله چند بيت ، اين است . قصيده : تا صورت پيوند جهان بود ، على بود * تا نقش زمين بود و زمان بود ، على بود هم آدم و هم شيث و هم ادريس و هم ايّوب * هم يوسف و هم يونس و هم هود ، على بود هم اوّل و هم آخر و هم ظاهر و باطن * هم عابد و هم معبد و معبود ، على بود هارون ولايت كه پس از موسىِ عمران * و اللّه كه على بود ، على بود ، على بود